فرزندتان را دچار اضافه بار نکنید لطفا!

اضافه بار یک چالش جهانی برای کودکان

اضافه بار اطلاعاتی و عملکردی کودکان یکی از عوارض فرزندپروری مدرن است. که البته نه تنها در ایران بلکه در تمامی نقاط جهان بحثی چالش برانگیز شده است.
کودکی خود را در دهه شصت با کودکان امروزی مقایسه کنید. رفتن به مهدکودک، بازی کردن، خوابیدن، غذاخوردن و برگشتن به خانه و سایر بازی ها و فعالیتها. که هرچند به لحاظ کمی محدود بود اما با اشتیاق و انگیزه تمام انجام میشد مثل عروسکی که سالها با او بازی می کردیم و برایمان ارزشمند بود.
به نظر می رسد کودکی آن روزها؛ با آن همه چالش و محدودیت و محرومیت، بسیار جذابتر و خوشایند تر از کودکی نسل های امروزی باشد که گاهی دچار اضافه بار هم می شوند.

اضافه بار یعنی چه؟

منظور از اضافه بار دادن اطلاعات و یا انجام فعالیتها بیش از حد ظرفیت، توانایی، سن و علایق کودکان است. نمونه بارز آن را در تعدد و تنوع کلاس های فوق برنامه کودکان می توان مشاهده کرد که شاید به علل زیر اتفاق می افتد:

  • وقتی والدین عذاب وجدان ناشی از کمبود وقتشان برای کودک را با کلاس تعدیل می کنند.
  • وقتی دیگران و همسالان با شرایط مشابه و حتی غیر مشابه این کلاس ها را ثبت نام کرده اند، موجی از رقابت ایجاد می شود.
  • وقتی احساس می کنم کودکم با هوش است پس شاید یک نابغه شود؛ راههای مختلف را امتحان می کنم.
  • وقتی کودکم اشکالاتی دارد با این انبوه فعالیت می خواهم درمان شود (متاسفانه این مورد خیلی خطرناک است).
  • وقتی فکر میکنم او نباید مثل من باشد نباید عقب بیفتد (آخر از چی ؟)

 

عوارض این اضافه بار چیست؟

  • منجر به اشکال در مهارتهای پردازشی کودکان می شود؛ یعنی من دیگر نمی توانم به محرکهای محیطی پاسخ مناسب بدهم چون بعضی وقت ها قاطی می کنم که چی به چیست؟!
  • در شناخت خود دچار اشکال می شوم و ممکن است مفاهیم را با هم اشتباه کنم چون بیش از حد اطلاعات دارم که نمی توانم طبقه بندی کنم.
  • دچار اضطراب می شوم چون از پس همه این کارها برنمی آیم و نمی توانم در همه آنها خوب باشم.
  • قاعدتا اعتماد به نفس من هم به دلیل عدم توفیق در برخی مهارتها، دچار اشکال می شود.
  • انسجام ذهنی من دچار اشکال می شود و گاهی ماندن بر سر یک کار تا انتهای آن برایم عذاب آور است.
  • دچار رویای نابغه بودن می شوم که بعدها هر شکستی برایم بسیار سنگین خواهد شد.
  • مدرسه و تحصی برای من بی ارزش می شود این کلاسها کجا و مدرسه کجا !
  • و در نهایت ممکن است نسبت به همه چیز بی انگیزه شوم چون هر چه که خواستم دیدم و دانستم و از آن بی هدف عبور کردم.


کلاس و فعالیت خوب است اما به شرط اینکه 

کلاس های فوق برنامه بسیار خوب و برای رشد مغزی کودکان مفید است اما به شرطی که متناسب با سن، توانمندی ها و علایق کودک برای مشارکت مثبت او در فرایند آموزش باشد و مهمترین مساله اینکه حتما با نظم و توالی باشد؛ اول مهارتی را کسب کنم اگر خواستم در همان رشته پیشرفت کنم و اگر توفیقی نداشتم می توانم سراغ یک مهارت جدید بروم.

ضمن اینکه برای رشد کودکان در سنین قبل از دبستان هیچ چیز به اندازه بازی، وقت گذاشتن شما برای با او بودن و فعالیتهای مشترک انجام دادن، قصه و شعر خواندن و فعالیتهای حرکتی منظم و جذاب، موثر نخواهد بود.

ما را به دیگران معرفی کنید!